اسنشیال پرفیومز بویس امپریال
بویس امپریال ، در لایهی فلسفیاش، عطری است دربارهی حضورِ سردِ چوب در غیابِ جنگل است. یعنی آنچه میبویم نه درخت است، نه خاک، نه برگ بلکه ایدهی چوب است، چوبی که از ماده رها شده و به مفهوم تبدیل شده... این عطر، تجربهی حسی طبیعت است..
....
از منظر زیباییشناسی اینجا با اثری روبهروییم که بهجای تقلید از طبیعت، بازسازی آن را در سطحی انتزاعی انجام میدهد. آکاگیلاوود نه صندلِ واقعی است و نه ادویهی واقعی یک هیبرید است مثل یک خاطره که دیگر به واقعهای مشخص تعلق ندارد، اما همچنان حس آن واقعه را حمل میکند. این دقیقاً همان چیزی است که آن را مدرن میکند عطری که به جای ریشه در زمین، ریشه در آزمایشگاه دارد، اما از آزمایشگاه، جنگلی میسازد که هرگز وجود نداشته.
...
از منظر هستیشناسی Bois Imperial یک تناقض زنده است سرد است اما گرم نیست، تمیز است اما زنده نیست، چوبی است اما بدون رزین و صمغ. مثل معماریِ بتنیای است که شکل درخت را دارد هم یادآور طبیعت است، هم انکار آن.. شاید به همین دلیل است که برخی آن را روحِ بدونِ جسم توصیف میکنند... حضوری محسوس، اما بدون منشأ..
....
از منظر پدیدارشناسی این عطر چیزی به ما نشان نمیدهد بلکه حالتی را ایجاد میکند... بوی آن نه داستان میگوید نه خاطره میسازد بلکه فضا میسازد. فضایی سرد، شفاف، کمی فلزی، مثل صبحی زمستانی در شهری که دیگر بوی هیچ چیز را ندارد.. و شاید جذابیت اصلیاش همین باشد خلأیی که پر شده، اما نه با ماده با احساسِ ماده...
....
و در نهایت Bois Imperial عطری است دربارهی فاصله.. فاصلهی بین طبیعت و انسان، بین ماده و معنا، بین بودن و بهیادآمدن...شاید به همین دلیل است که هم دوستش دارند و هم از آن میگریزند چون آینهای است که نه جنگل، بلکه نوستالژیِ جنگل را نشان میدهد. خوشبو وپاینده باشید.

مشاهده
مشاهده