روایت همراهان از عطرهای دلنشین و بازخوردها
اشکان
زرجوف کازاموراتی مفیستو
زرجوف کازاموراتی مفیستو به نظرم بیشتر از اینکه متاثر از شخصیت مفیستو باشه، متاثر از کازانووا است. طراوت سیتروسی اولش خیلی زود پودری صابونی میشه و باقی میمونه، انگار یه بازیگر عیاش قرن هجدهمی وسط فلورانس بعد از کلی پودر، یه گل رز گذاشته باشه توی چاک سینه‌ی کت‌اش که منقوش به نقش گل و پرنده‌ست، بعد این رایحه مرکباتی رو اسپری کرده باشه به کلاه‌گیس‌ و صورت پودر خورده و آرایش‌ کرده‌اش. بازیگری که توی شلوغی بارها چشمت بهش میفته و مدام ناپدید و پدیدار میشه. به هر حال نه شبیه مفیستو فاوسته، نه بازیگر مفیستو کلاوس مان، نه نقاشی ادوارد فون کروتزنر، نه مفیستو جوزف فی، شاید یکم بازیگوشی والس اول مفیستو فرانس لیست رو داشته باشه؛ اونم وقتی نمایش مفیستو تموم شده، و همون بازیگر حالا با تبختر و چشمای خمار وارد سالن مهمونی بعد از نمایش شده. بازیگری که نیمه شب از اتاق غیبش میزنه، تنها چیزی که قبل از طلوع ازش باقی میمونه یه رد ملایم مُشک روی ملحفه‌ی سرد و سفیده و میون رد سنگینی حضور تنی که حالا غایب شده، هنوز یکم پودر باقیه.
مشاهده